به نام خدا
چه زيبا بود، چه بيادماندني
و اي کاش آنجا بودي، ميديدي و احساس ميکردي شادماني کودکانهي بچههايي که از تو
سپاسگزار بودند، از قلب مهربان تو و از احساس نوعدوستي تو تشکر ميکردند. اي کاش
آنجا بودي و ميديدي آنچه من ديدم. نميتوانم بگويم چه شد و چگونه بود. تجسم زنده خاطرات دوران مدرسه، حس عجيبي بود و ... کاش آنجا بودي!
اگر خاطرتان باشد چند
ماه پيش طي دو فراخوان از شما دعوت کرديم که براي تجهيز کتابخانهي مدارس روستايي
با ما همکاري کنيد. استقبال گرم شما ( به رغم وجود برخي بدقوليها) دلگرمي ما را
صدچندان کرد. با جمع آوري هداياي شما که شامل کتاب و پول نقد بود، درنهايت تعداد
500 جلد کتاب ارزشمند در زمینه هاي مختلف علمي، ادبي (شعر، رمان و داستان)، تاريخي،
فرهنگيي، ديني و ... جمعآوري و تهيه نموده و تحويل مدرسه روستاي حاجيممدان داديم.
اهداکنندگان از اقشار مختلف شامل دانشجويان، اساتيد دانشگاه و ارگانهاي مختلف
بودند.
حاجيممدان روستايي است با 50 خانوار و 400 نفر جمعيت که در جنوب شرقي شهرستان سقز و در
60 کيلومتري آن واقع است. طبيعت سرسبز منطقهي سرشيو و کوهستانهاي آن بستر زندگي
مردماني است سختکوش و مهماننواز که دامداري و کشاورزي مهمترين وسايل امرار معاش
آنان است. اين منطقه داراي زمستانهاي سرد و پربرف و تابستانهاي خنک است. هواي
مطبوع بهار و زيبايي مراتع سرسبز آن هر ساله شمار زيادي از دوستداران طبيعت را به
تماشاي خود به دامان کوههاي سرشيو ميکشاند. از لحاظ منابع طبيعي، اين منطقه جايگاه
بهترين مراتع ايران است. کوههاي چهلچشمه نيز با چشمههاي فراوان و رودخانههاي
پرآب در منتهي اليه سرشيو قرار دارد. به دليل نياز به نيروي کار در دامداري و
کشاورزي سنتي و پايين بودن سطح توسعه تکنولوژيک، تمامي اعضاي خانواده در روستاهاي
اين منطقه به ديدهي نيروي کار نگريسته ميشوند و بچهها از سنين پايين مشغول کار
(چوپاني يا کشاورزي) ميشوند. متناسب با اين مسئله و در نتيجهي نبود امکانات
آموزشي در محل، سطح سواد پايين بوده و ميزان تحصيلات متوسطه و دانشگاهي بسيار کم
است.
روز 22/7/1386 اما روزي
بيادماندني در تاريخ اين روستا بود و خواهد ماند. روزيکه کتابهاي شما را به
نمايندگي خودتان به بچههاي اين روستا هديه داديم و خوشحالي آنان را اکنون به شما
خبر ميدهم. آنان به همراه معلمانشان بينهايت از شما سپاسگزار بودند و مردم روستا
نيز قدردان زحمات شما!
لازم ميدانم از طرف دوست
و همکار گرامي ام ناصر رنجبري، که در اين مدت زحمات زيادي را از اين جهت متحمل
شدند و خودم (احمد ولي پور) از تمامي شما عزيزان سپاسگزاري کنم. اميدوارم بتوانيم اين
راه را با حمايت شما و با ايدههاي بهتر به صورت گستردهتر پويا نگه داريم.